معامله اي ارزشمند با جوان بسیجی
رزمنده جوانی از شهید مدنی پرسید:«من الان نه روز است که آب پیدا نکردهام و تا به حال نمازهایم را با تیمم بدل از غسل و وضو خواندهام.تکلیف نمازهای من چه میشود؟ اگر من با همین حالت بمیرم جواب خدا را چه بدهم؟»
شهید مدنی وقتی نگرانی او را دید، لحظهای مکث کرد و بعد در حالی که چشمانش به اشکی گرم آغشته بود، گفت:«من حاضرم کل عبادتهایی را که از اول عمرم تا به حال انجام دادهام به تو بدهم و تو هم در عوض، ثواب این نه روز نمازت را به من بدهی!»







