به دريا بنگرم دريا تو بينم

ديگه حسابي كلافه كلافه شده بودم.مدتي بود گوشي همراهم مشكل پيدا كرده بود.هرچي ور ميرفتم نمي تونستنم عيبش رو پيدا كنم.جبور شدم كه برم دفترچه راهنماش رو ور دارم و ورق بزنم.
يه گوشي كوچولو ، نيگاه كن چند صفحه راهنما داره؟گوشي كه اندازه يه كف دسته و ۱۸-۱۹ تا دكمه بيشتر نداره ببين ۶۰-۷۰ صفحه راهنما داره. تازه اگه فيلمبرداري مي كردو رم خور بود وبولوتوس واينفرور داشت ديگه پدرم در ميومد.
كلي با كتاب راهنما و دكمه هاش ور رفتم.هم كلي وقتم تلف شد هم درست وحسابي نتونستم مشكل گوشيم رو حل كنم.پيش خودم گفتم:كاش گوشي رو مي بردم پيش علي موبايلي شايد از گوشيم سر در بياره.
بازم پيش خودم گفتم:نكنه از گوشيم سر درنياره، نكنه قطعاتش رو عوض كنه.نكنه اونقدر با گوشيم ور بره تا خرابش كنه.
صرفنظر كردم.تصميم گرفتم گوشيم رو ببرم و بدم به تعمير كاري كه از طرف شركت سازنده مجاز به تعمير هست.
داشتم لباسامو مي پوشيدم و آماده رفتن مي شدم و هي زير لب غر مي زدم كه ببين يه گوشي نيم وجبي چطور ما رو علاف خودش كرده ، كه يهو يه جرقه زد تو كلم:
يه گوشي با امكانات خيلي كم با نهايتش ۱۷-۱۸ دكمه احتياج به كتاب راهنماي ۶۰-۷۰ صفحه اي داره ولي انسان با اين همه توانائي ، اينهمه استعداد و....احتياج به كتاب راهنمائي مثل قرآن نداره؟!
انسانيكه اين همه توانائي واستعداد داره و روح و توانائيهاش ابعاد مختلف مي تونه داشته باشه چطور راضي ميشه كه روحش رو دست هركسي بده كه با روحش ور برن و داغونش كنن.(بعضي از اين درويشها و مدعيان عرفان و...)
بايد بفهميم كه كساني فقط اجازه دارند با روح ما سروكار داشته باشند كه از طرف سازنده مجاز به تعمير هستند.(انبياء،امامان، مراجع تقليد) نه فلان كسك و.....







