
يك فرانسوي مسلمان شده گفت: پس از سير در فرقههاي مختلف و مانوس بودن با عرفانهاي گوناگون، گمشدهام را در اسلام يافتم.
دكتر يحيي بونو در گفتوگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در تشريح روند مسلمان شدنش اظهار داشت: من فرانسوي هستم ولي چون پدرم نظامي بود و به عنوان ماموريت در آلمان به سر ميبرده است، در آلمان متولد شدهام و در ده سالگي به فرانسه آمدم.
وي گفت: از نوجواني همواره در يك جستوجوي معنوي بودم؛ ابتدا به مسيحيت روي آورده بودم ولي چيزي را كه مرا راضي كند، نيافتم؛ وجود يكسري تناقضات ميان روحيهي انجيل و رفتار مردم مسيحي كليساهاي مسيحي خصوصا كليساي كاتوليك، مرا از اين دين دور ميكرد.
بونو ادامه داد: به دليل نيافتن مطلوب خود در مسيحيت از آن كاملا روي برگردان شده و به حركت هيپي گرويدم. طرفداران اين حركت افرادي بودند كه با پشت كردن به تمدن غرب مدرن، دنبال يك گمشده ميگشتند.
وي با بيان اين كه هيپيها به طرف شرق دور مثل هند و تبت گرايش داشتند، گفت: گاهي نيز گرايشاتي به ايدهي سرخپوستان در آمريكاي لاتين رغبت پيدا ميكردم و به طور كلي از اديان توحيدي، اسلام، يهوديت و مسيحيت گريزان شده بودم.
بونو گفت: در سن 20 سالگي با كتابهاي يك فيلسوف فرانسوي به نام «رنه گنون» كه از جمله اولين فرانسويهاي مسلمان بود، آشنا شدم. ايشان حدود 20 جلد كتاب در مباحث متافيزيك، توحيد، نقد تمدن مدرن و نقد معنويات دروغين نگاشته بود كه موجب جلب توجه ميشدند.
بونو ادامه داد: كتابهاي گنون كه مبتني بر بيان سير عرفاني عقلاني بود چنان در من اثر گذاشت كه ناگزير از پذيرش اسلام شده و از آن استقبال كردم.
وي كه در سن 22 سالگي اسلام را پذيرفته است، يادآور شد: در همين سالها با آثار هانري كربن فيلسوف بزرگ فرانسوي و نيز شخصيت وكتاب «احمد حمپاته با» استاد طريقهي تيجانيه كه از شيعيان پنهان است، خوي گرفته و مانوس شدم و با تاثيري كه اين شخص و كتابهايش در من گذاشت، مذهب شيعه را برگزيدم.
وي خاطرنشان كرد: با وجود علاقهاي كه در من نسبت به اسلام پيدا شده بود، در رشتهي زبان و ادبيات عرب و اسلام شناسي مشغول به تحصيل شدم.
اين مستبصر فرانسوي با بيان اين كه تا اين سالها هرگز نام امام خميني (ره) را نشناخته بودم، افزود: ما تحت تاثير تبليغات غرب گمان ميكرديم حركت ايشان صرفا سياسي و مخالف با گرايش فلسفي و عرفاني بوده و بر اساس خواستههاي قدرتطلبانه صورت ميگيرد.
وي اضافه كرد: در سالي كه ميخواستم رسالهي دكتراي خود را شروع كنم، يكي از دوستان لبناني من كه صاحب كتابفروشي بود، دو كتاب از تاليفات امام خميني(ره) را به من معرفي كرد. اين دو كتاب «شرح دعاي سحر» و «مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه» بودند.
بونو اذعان داشت: وقتي عنوان كتاب حضرت امام (ره) را مشاهده كردم، گمان كردم كه شايد اين كتاب سياسي است ولي وقتي آن را كمي مطالعه كردم، ديدم سرشار از عرفان جوشان الهي است.
وي تصريح كرد: چنان شيفته امام (ره) شدم كه براي زدودن حجاب از چهرهي ايشان تصميم گرفتم تز دكتراي خود را در زمينهي آثار فلسفي و عرفاني حضرت امام(ره) ارائه كنم تا اين كه شايد بتوانم حقي كه ايشان بر گردنم داشت، جبران كنم.
بونو با اشاره به اين كه در آن زمان در فرانسه كسي نبود كه استاد راهنماي من باشد، خاطرنشان كرد: يكي از استادان اعلام آمادگي كرد كه در مسايل فني مرا كمك كند ولي همچنان استاد راهنما در مسايل محتوايي نداشتم.
وي گفت: به همين دليل به ايران سفر كردم و براي اولين بار به ديدار استاد جوادي آملي رفتم. ايشان استاد سيدجلالالدين آشتياني را به عنوان استاد راهنما به من معرفي كردند. بنده كه قبلا نام اين استاد را در آثار هانري كربن مشاهده كرده بودم، با شيفتگي به سراغ او رفتم، وقتي به خدمت او رسيدم، به من گفت "شما سه ماه در كلاسها شركت كنيد و اگر موفق بوديد ميتوانيد ادامهي تحصيل بدهيد".
بونو اظهار داشت: با علاقهاي كه به مباحث عرفاني و فلسفي داشتم، هفت سال در محضر درس استاد آشتياني شاگردي كردم و توانستم رسالهي دكتري خود را به پايان برسانم.
وي با بيان تحقيقات علمي خود در اين زمينه گفت: هماكنون مشغول تاليف، ترجمه و تفسير قرآن كريم به زبان فرانسوي هستم كه جلد اول آن در 600 صفحه به چاپ رسيد و به عنوان كتاب اول قرآني سال نيز انتخاب شده است. اين مجموعه جمعا در 7 جلد در يك پروژهي 20 ساله به اتمام خواهد رسيد. ضمن اين كه مشغول ترجمهي تعدادي از تاليفات امام خميني(ره) نيز هستم.
اين مستبصر كه در برنامههاي برون مرزي صدا و سيما به عنوان مبلغ مذهبي مباحث ديني را ارائه ميكند گفت: در اين برنامهها ترجمهي ادعيه و مباحث تفسيري و... به زبان فرانسوي را ارائه ميدهم.
وي تصريح كرد: ما بايد بتوانيم حجابي كه بر چهرهي اسلام در رسانههاي غربي كشيده شده است را بزداييم و سيماي ناب آن را عرضه كنيم.
بونو در بخش ديگري از گفتوگويش، به خبرنگار ايسنا گفت: بنده از آن وقتي كه در درسهاي استاد آشتياني حاضر شدم، در ايران اقامت كردهام و هم اكنون محل سكونت اصلي من مشهد است زيرا نميتوانم از امام رضا (ع) جدا شوم.
بونو ادامه داد: البته هر سال چندين بار نيز براي ديدار با دوستان و فاميل و فعاليتهاي تبليغي و ادامهي تحقيقات علمي به فرانسه سفر ميكنم و در سال تحصيلي جديد آتي در فرانسه خواهم بود.
وي همچنين به وجود مشكلات زندگي براي مسلمانان در فرانسه اشاره و عنوان كرد: هم اكنون من چون مسلمان شدهام نميتوانم در دانشگاه فرانسه تدريس كنم و با وجود اين كه توانستهام بهترين تز دكترا را دريافت كنم، از تدريس در دانشگاه محروم شدهام و حتي كرسي تدريس هانري كربن را به خانمي دادهاند كه آن وقت هيچ تزي نداشته است.
بونو اضافه كرد: بعضي از مسوولان وزارت آموزش به استادان بنده گفته بودند كه اگر فلاني بخواهد تدريس كند به تدريس صرف و نحو عربي در يكي از دبيرستانها مشغولش ميكنيم!
وي با اشاره به اين كه پس از اسلام آوردن من، عدهاي به دست خداوند مسلمان شدند، گفت: سعي كردم معارف اسلامي را به ديگران برسانم و آنان نيز استقبال كردند و هم اكنون نيز مانند من مسلمان هستند.
وي تصريح كرد: بنده در حقانيت اين مسيري كه نسبت به پذيرش اسلام داشتهام، ترديدي ندارم و آن را با جان و دل پذيرفتهام.
بونو با اشاره به وظيفهي خطير مسلمانان در عصر حاضر يادآور شد: ما نبايد فرصتها را بسوزانيم و بايد بتوانيم از شرايط ويژهاي كه در كشورهاي اسلامي مثل ايران و لبنان و عراق پيش آمده، استفاده لازم را كنيم.
وي، بزرگترين خطر اسلام را از جانب خود مسلمانان خواند و گفت: دشمنان بيروني اسلام تا زماني كه ميبينند مسلمانان به جان هم افتادهاند و براي قتل يكديگر اقدام ميكنند، خاطرشان آسوده خواهد بود و لازم نميبينند مستقيما به مبارزه با اسلام برخيزند.
بونو، اختلاف دروني مسلمان و تبديل آنان به طوائف و فرقههاي مختلف را موجب ضعف قدرت مسلمانان خواند و گفت: خاموش كردن اين آتش فتنه فقط در دست مسلمانان است و مسلمانان بايد با درك موقعيت مهم تاريخي در رفع مشكلات، اقدام جدي كنند.
وي تصريح كرد: جمع ميان معنويت و عقلانيت كليد حل مشكلات مردم و رمز پيروزي تبليغ اسلام در سراسر جهان است و اولويت كار بايد بر اين اساس تنظيم شود.
بونو يادآور شد: صرف بحثهاي سياسي و اقتصادي نميتواند معرف حقيقي اسلام باشد اين زبان در خارج از مرزهاي ايران سودآور نخواهد بود. از طرف ديگر بيان مسايل عرفاني محض نيز ميتواند مضر باشد زيرا قابليت برداشتهاي مختلف را دارد. پس بايد عقلانيت را ضميمهي آن كنيم و با تكيه بر جمع اين دو، چهرهي حقيقي اسلام را ارائه كنيم

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم .
انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود .
پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟
انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد .
پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني .
پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود .
پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد .
آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .
راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!!

گفتند : تو که بیایی خون بپا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند .
ما از همان کودکی، تو را دوست می داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.
عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
اما...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی .
همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطمه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.
آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.
آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.
و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می شود.
اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی.
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.
پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.(1)
دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بندگی را از گردن خلایق برمی دارد.(2)
ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو میفرستد.(3)
همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش.
و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.(4)
رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.(5)
اموال را چون سیل، جاری می کنی، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.(6)
هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هرکه عرضه می کنند، میگوید: بی نیازم.(7)
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.
که عشق تو با سرشتها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.
هر که اقرار بدین حسن خداد نکرد
1ـ پیامبر اکرم(ص) ینابیع الموده ج2 ص136.
2ـ پیامبر اکرم(ص) بخارالانوار ج51 ص 75.
3ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 104.
4ـ پیامبر اکرم(ص) منتخب الاثر ص 478.
5 ـ پیامبر اکرم(ص) البیان ص 173.
6 ـ پیامبر اکرم(ص) صحیح مسلم ج8 ص185.
7ـ پیامبر اکرم(ص) مسند احمد ج2 ص530.






