تبليغاتX
تخريبچي فرهنگي
آنانكه رفتند كاري حسيني كردند و آنانكه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند.

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آ ید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست
فرشتگان چشم به لب ها یش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود
با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست ". گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام ، تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست
سکوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند
خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آن گاه تو از کمین مار پر گشودی
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود
.خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خواستی

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. 
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:50  توسط سيد گردان تخريب  | 

 

 

ز دو ديده خون فشانم ز غمت شب جدايي

همه روز كارم اين شد كه بگويمت كجايي

بخدا دلم شكسته، سر راه تو نشسته

به من غريب و خسته، بنما تو يك نگاهي

تو كه يار بي­كساني، تو كه صاحب­الزماني

بده بر گدا اماني، تو كه خوب و مهرباني

 

 سحاب رحمت

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي

چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي

به كسي جمال خود را ننموده­اي و بينم

همه جا به هر زباني ز تو هست گفتگويي

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي

چه شود كه از ترحم دمي از سحاب رحمت

من خشك لب هم آخر ز تو تر كنم گلويي

به ره تو بسكه نالم ز غم تو بسكه مويم

شده­ام ز ناله نايي شده­ام ز مويه مويي

 

 آستانت

همه شب بر آستانت شده كار من گدايي

به خدا كه اين گدايي ندهم به پادشاهي

به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادند

كه تو در برون چه كردي كه درون كعبه آيي


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:19  توسط سيد گردان تخريب  | 
بوش سه هفته پيش (در اوایل مردادماه سال جاری)جلسه اي با عده اي از روحانيون و نخبگان مسلمان آمريکا داشته است.

وي تيمي مطالعاتي تحت نظارت خود متشکل از کارشناسان مسائل خاورميانه و اسلام در امور خارجه ، چند نفر از وزارت اطلاعات آمريکا را به وجود آورده است.

به گزارش سرويس بين الملل « فردا »، جرج دبليو بوش، سه هفته پيش جلسه اي با عده اي از روحانيون و نخبگان مسلمان آمريکا داشته است که در آن جلسه با فلسفه امام زمان آشنا شده است.

شايان ذكر است در اين مراسم عنوان كرده است:((اين امام(حضرت مهدي(عج))بايد چيز خاصي داشته باشد كه مسلمانان براي او خود را مي كشند)).

گفتني است ديك چني از مخالفان سرسخت اين تيم مطالعاتي مي باشد.

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 9:3  توسط سيد گردان تخريب  |