تبليغاتX
تخريبچي فرهنگي
آنانكه رفتند كاري حسيني كردند و آنانكه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 14:29  توسط سيد گردان تخريب  | 

تولد مقام معظم رهبري (آيت الله خامنه اي)

 24 تير 1318- تولد آيت الله خامنه اي

زندگينامه آيت الله العظمي خامنه اي
ایشان در بيست و هشتم صفر سال 1318 هجري شمسي در منزل محقر و ساده پدرش با تولد ايشان که دومين فرزند خانواده بود حال و هواي تازه يافت. پدر معظم له از علماي زاهد و بنام مشهد بود که سالها در اين شهر منبع فيوضات بسياري براي طلاب به شمار مي رفت.
دوران کودکي را در دامان مادري که از شيفتگان خاندان اهل بيت اطهار بود گذراند و به تدريج با ملکات اخلاقي يک خانواده روحاني و اهل علم خو گرفت و آشنا شد. پدر ايشان حجت الاسلام حاج سيد جواد خامنه اي و مادرشان صبيه حجت الاسلام سيد هاشم نجف آبادي، سعي بليغي در تربيت فرزند خود داشته و در دوران طفوليت زمينه شناخت و آشنايي او را با معارف اسلامي فراهم ساختند.
جد ايشان آقا سيد حسين خامنه اي از علماي آذربايجاني هاي مقيم نجف و از روحانيون مشهور و مبارز دوران مشروطه بود. او نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي ملي شد و عليه نابساماني موجود در جامعه و استبداد پهلوي قيام کرد و پس از سالها مبارزه، در تبريز به شهادت رسيد. سيد علي خامنه اي از چهار سالگي آموزش قرآن را در مکتب خانه آغاز کرد و در هفت سالگي راهي دبستان شد و پس از پايان تحصيلات دوران ابتدايي، دوره سه ساله سيکل اول دبيرستان را پشت سر گذاشته و به موازات طي دروس کلاسيک به تحصيلات طلبگي در مدرسه نواب ادامه داد و در سن 18 سالگي همزمان با اخذ ديپلم متوسطه موفق به گذراندن دروس سطح در نزد پدرشان و اساتيد ديگر حوزه مشهد مانند حاج هاشم قزويني و حاج سيد احمد مدرس يزدي شد. ايشان سپس دو سال از درس خارج خود را در مشهد در خدمت آيت الله ميلاني گذراند و شوق آشنايي با حوزه هاي علميه جهان تشيع و موانست با شيوه هاي تدريس در مراکز علمي اسلامي او را در سال 1326 به نجف کشاند و مدت دو سال در آنجا اقامت کرد. اواخر سال 37 به قم عزيمت کرد و در محضر اساتيدي چون آيت الله العظمي بروجردي، حضرت امام خميني و آيت الله العظمي حائري به کسب فيض پرداخت. او که در حوزه علميه مشهد نشو و نما نموده و جوانه هاي نبوغ و استعداد در وجودش متبلور شده بود، در حوزه قم و در محضر درس امام خميني با فقه و اصول خو گرفت و عطر مبارز و شميم نهضت را شنيد و به جان خريدار شد. ايشان همچنين در مدت اقامت در قم از محضر درس فلسفه علامه طباطبايي استفاده نمود.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:13  توسط سيد گردان تخريب  | 
 ۱- به آقای «طلال سلمان» سردبیر روزنامه لبنانی«السفیر» گفتم : نظر شما درباره خلع سلاح حزب الله که این همه از سوی اسرائیل و گروههای ۱۴ مارس تبلیغ و تاکید می شود چیست ؟
کمی سکوت کرد . فکر کردم می خواهد پاسخی دیپلماتیک و ژورنالیستی بدهد و بگذرد. بقیه روزنامه نگاران ایرانی هم که در این جلسه نشسته بودند نیز مشتاقانه منتظر جواب بودند. پس از لحظاتی ، سرش را بالا آورد و گفت : می دانید که من از اهل تسنن هستم و حزب الله لبنان شیعه است . دیگر مطمئن شدیم که چه می خواهد بگوید . ادامه داد: همچنین می دانید که آقای « ژوزف سماحه» مدیر مسئول روزنامه ما هم مسیحی هستند . سکوت جلسه سنگینتر شد . بعد با لحنی محکم و صدایی رسا گفت : اما ما معتقدیم اگر حزب الله نبود و اگر این مجاهدان نبودند ، امروز لبنان این عزت و این سر بلندی را نداشت و هنوز اسرائیل ، بیروت را در اشغال خود داشت .نفسهای ما از سینه رها شد . وی اضافه کرد: خلع سلاح حزب الله یعنی آغاز تجاوزگریهای مجدد اسرائیل به لبنان . ما از حزب الله حمایت می کنیم و تمام مردم لبنان هم به حزب الله و سید حسن نصر الله عشق می ورزند .
این دیدار مربوط به بعد از جنگ سی و سه روزه نیست ! این دیدار دو ماه پیش از آغاز جنگ در بیروت و در زمانی که هنوز از حماسه تاریخی حزب الله و شکست سنگین ارتش به اصطلاح اسطوره ای اسرائیل خبری نبود صورت گرفت .

۲- در همین جلسه از تیراژ «السفیر» سوال کردیم . جواب داد تیراژ همه روزنامه های لبنان چیزی بین بیست تا بیست و پنج هزار نسخه است . اما از جای خودش بلند شد و رفت و نسخه ای از روزنامه سه چهار روز قبلشان را آورد و نشان داد و گفت : اما تیراژ این شماره ما بیست و پنج هزار نسخه نبود ! به محض انتشار نایاب شد و ما بسرعت پانزده هزار شماره دیگر از آن را منتشر کردیم اما باز هم پس از مدت کوتاهی از انتشار در کل بیروت نایاب شد . به صفحه اول آن که نگاه کردیم تصویری از سید حسن نصر الله بود که در کنار جمله «مصاحبه اختصاصی السفیر با رهبر جنبش حزب الله »کار شده بود .

۳- در خیابانهای بیروت و بخصوص منطقه «ضاحیه» عکسهای سید حسن نصر الله و دکتر احمدی نژاد و بشار اسد در کنار هم چاپ شده بود و دست به دست مردم می گشت . دو روز بعد ، وقتی به منطقه مسیحی نشین «حریصا» رفتیم . هنگام بازگشت از کلیسای معروف حضرت مریم «س» ، تله کابین ما را یکراست جلوی یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ پیاده کرد و فروشنده وقتی به چهره های ما نگاه کرد ناگهان اورکتهای مدل احمدی نژاد را آورد و فریاد کشید: نجاد ! نجاد ! احمدی نجاد!
جالبتر از این عکسهای مختلف سید حسن نصر الله بود که در فروشگاه کلیسا به معرض فروش گذاشته شده بود .

۴- در جریان جنگهای سی و سه روزه ، یک نکته اجتماعی معمولا در بین خبرهای سیاسی و بین المللی مغفول ماند و آن ارتباط و همبستگی عمیق بین شیعیان و حزب الله از یک طرف و مسیحیان لبنان از طرف دیگر بود. در جریان جنگ دیدیم که مسلمانان و شیعیان منطقه ضاحیه توسط مسیحیان منطقه حریصا جای داده شدند . دیدیم که بانوی مسیحی خانم «ریم حیدر» با عبایی که از سید حسن هدیه گرفته بود با افتخار به دنیا سفر کرد و حزب الله و سید حسن را تبلیغ کرد. یا خواننده مسیحی خانم «جولیا پطرس» بر اساس سخنرانی حماسی و تاریخی سید حسن در میدان بزرگ بیروت ، آن ترانه را خواند که بسرعت فراگیر شد و حتی الان در گوشیهای تلفن همراه ایرانیها هم وجود دارد. معنا و علت این همراهی و همبستگی چیست و چرا مثلا در بین اقشار و طوایف دیگر این مقدار همراهی وجود ندارد؟
من البته این سوال را از کارشناس برجسته لبنان دکتر مسعود اسد اللهی در قالب یک مصاحبه تلفنی برای کیهان پرسیدم که ایشان هم البته جواب دقیق و خوبی از نظر مسائل سیاسی و بین المللی دادند اما من هنوز فکر می کنم مسئله فراتر از این حرفها باشد و شاید به نوع برخورد اجتماعی و عاطفی حزب الله و روابط عمومی قوی و کار تشکیلاتی بالای اعضای زن و مرد آن در جامعه لبنان برگردد.
سالگرد پیروزی تاریخی و بی نظیر جنبش حزب الله لبنان در برابر بزرگترین ارتش مسلح جهان بر مجاهدان پاکباز و هوشیار مقاومت اسلامی لبنان و بر همه آزادگان و رزمندگان نهضتهای رهاییبخش جهان فرخنده و مبارک باد.
چه خوب است که در سالگرد این حماسه عظیم ، دوستان وبلاگ نویس هم هر کدام به نوبه خود چیزی در این باره بنویسند و نخودی در این آش بیندازند و نگذارند این رویداد بی نظیر تاریخی کمرنگ و خدای نکرده فراموش شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:9  توسط سيد گردان تخريب  |