تبليغاتX
تخريبچي فرهنگي
آنانكه رفتند كاري حسيني كردند و آنانكه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند.

 

رئیس سابق موساد: وقت ترور احمدی نژاد فرا رسیده است .

رئیس سابق و از بنیانگذاران سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد، از این سازمان خواست که رئیس جمهور ایران را ترور کنند.
 
به گزارش الف، روزنامه صهیونیستی يديعوت آحارنوت گزارش داد، میر امیت رئیس سابق و از بنیانگذاران سازمان جاسوسی اسرائیل با بیان این مطلب که وقت ترور احمدی نژاد فرا رسیده است، اظهار داشت، باوجودیکه من در دوران ریاست خود بر موساد با ترور رهبران جهان به دفعات مخالفت کرده ام، اما جریان احمدی نژاد با سایر موارد فرق می کند و یک وضعیت خاص محسوب می شود.

 
رئیس سابق موساد گفت "احمدی نژاد جهان اسلام را به سمت بنیادگرایی سوق می دهد. در چنین وضعیتی او می بایستی از عرصه سیاسی ناپدید شود. او می گوید که شهادت را دوست دارد، پس او را به بهشت بفرستید".

امیت همچنین در این مصاحبه، اسرائیل را از حمله نظامی به ایران پرهیز داده و در مورد عواقب آن هشدار داد. وی در عوض خواستار تقویت سیستم های موشکی دفاعی اسرائیل در مقابل سیستم موشکی شهاب ایران شد.
 
این مقام رژیم صهیونیستی همچنین توصیه کرد که اسرائیل و آمریکا با همکاری هم دولت احمدی نژاد را تضعیف کرده و زمینه شورش عمومی در ایران را فراهم کنند.

این مقام بلندپایه موساد وضعیت کنونی جهان را "قرار گرفته در آستانه جنگ جهانی سوم" دانست و گسترش اندیشه های اسلامی در جهان را به عنوان نماد بارز آن ارزیابی کرد.


منبع: رجانیوز

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 9:8  توسط سيد گردان تخريب  | 
 

مدتي بود بيكار بودم.رفيقم شركتي رو بهم معرفي كرد و اونقدر از رئيس شركته برام تعريف كرد كه به هوس افتادم كه حتماٌ براي آشنائي هم شده يه سري به شركته بزنم.خدا رو چه ديدي شايد زد و تو همونجا استخدام شدم. 

وارد شركته كه شدم كلي حال كردم .خيلي مرتب و تر و تميز بود.همه چيز جاي خودش.همه كارا روي نظم و روال خودش. وقتيكه منشي فهميد كه براي استخدام اومدم، كسي رو كه احتمالا مخصوص اينكار گذاشته بودند صدا كرد و طرف اومد وخلاصه بعد از كلي تحويل گرفتن توضيحات لازم رو داد .قرار شد فرم مخصوص رو پر كنم و هفته بعد به همراه ۵۰-۶۰ نفري كه مثل من درخواست استخدام شدن رو داده بودن به اردوئي برم كه رئيس شركت براي ما تدارك ديده بود.اون اردو هم ۵۰ درصد استخدام ما رو رديف مي كرد.

هفته بعد شد و سر موعد مقرر خودم رو به محل برگزاري اردو رسوندم.همونطوريكه فكر مي كردم سر موقع و سر ساعت برنامه افتتاحيه شروع شد و رئيس شركت براي سخنراني به پشت تريبون رفت. همونطوري بود كه رفيقم تعريفشو كرده بود و شايد بهتر از اون.خاكي بودنش چيزي از مرتب و منظم بودنش ،با وقار بودن و با شخصيت بودنش چيزي ازخوش اخلاقيش و كم صحبت كردنش چيزي از مطالب مهمي كه بايد عنوان مي كرد، كم نمي كرد. 

 با هدفاي شركت و انتظارات شركت از كارمندا شروع كرد و به معرفي مديران شركت ختم شد.

خلاصه در يك جمله گفت:شايد لازم نباشه الانه شما اسم مديران رو بشناسيد.كم كم داخل اين اردوي دو روزه  همديگر رو بهتر ميشناسيد.فقط اين رو بگم كه:

۱- عزيزانيكه با كت وشلوار مشكي هستند مديران مجموعه اند و

۲- عزيزانيكه لباس فرم آبي دارند همكاران نظافتچي ومستخدم هستند

كه هر دو گروه اين عزيزان هم در اردو و هم در آينده در شركت(انشاء الله)در خدمت شما هستند.

سرتونو درد نيارم مثل يه چشم بر هم زدن اين دو روزم گذشت.اردوي تفريحي،آموزشي جالبي بود.

برنامه اختتاميه اردو شروع شد و قرار براين بود كه در همون جلسه نفراتي كه قبول شدند رو اعلام كنند.

باز هم سر و كله رئيس شركت پشت تريبون پيدا شد.بنظرم اين دفعه جذابتر بنظر مي رسيد.شايد بخاطر اين بود كه توي پوست خودم نمي گنجيدم از بس كه بخودم مطمئن بودم كه قبوله قبولم.آخه تو اين دو روزه هركاري كه مي شد، كرده بودم.كلي با اون مديراي مجموعه (كت مشكي ها)رفيق شده بودم و دمشون رو ديده بودم.

آقاي رئيس اول سخنرانيش شروع كرد به عذر خواهي كردن از يك اشتباه عمدي.اشتباهي كه باعث شد تا عمر دارم اين اردو و اين شركت و اين رئيس شركت رو فراموش نكنم.

دوستان با عرض شرمندگي يك اشتباه عمدي در اين اردو رخ داده بود كه براي استخدام شما در اين شركت بايد انجام مي شد. و اون اشتباه عمدي اين بود كه:كسانيكه كت و شلوار مشكي به تن كرده بودند كاره اي در شركت نبودند. ولي كسانيكه لباس مستخدمي (آبي)به تن داشتند مديران مجموعه بودند كه متأسفانه عده كمي با آنها برخورد انساني و مؤدبانه داشته اند كه از چشم ما دور نمانده است و يكي از مهمترين ملاكهاي ما براي استخدام ، رعايت ادب و موازين اخلاقي بوده است.

نتيجه گيري:

داستان دنيا همين است.

۱-ممكن است كسانيكه پائين ترين موقعيت اجتماعي را دارا هستند ولي ارزش واحترام زيادي براي خدا داشته باشند و بالعكس كساني از نظر موقعيت اجتماعي جايگاه بالائي داشته باشند ولي هيچ ارزشي براي خدا نداشته باشند.(ياد حديثي افتادم كه معصوم(ع)فرموده بودند:كسيكه بخاطر جايگاه ومقام كسي سلام كند دينش را از دست داده)

۲ـ حساب وكتاب ما با حساب و كتاب خداوند خيلي متفاوت است.ما بخودمان نمره عالي مي دهيم ولي خداوند نمره دادنش بر مبناي ملاكهاي ديگريست.(آيه قرآن:خداوند هركه را بخواهد هدايت مي كند و... ويا خداوند هركه را بخواهد روزي مي دهد و....)

۳ـخداوند بمراتب باهوشتر و با ذكاوت تر از آن رئيس شركت است و دست همه را مي خواند.(آيه قرآن:مكرو مكر الله والله خير الماكرين)

۴ـواقعا دنيا دو روز است و روز حساب و كتاب مي آيد. بسيار دقيق وحساب شده بررسي مي شود و چيزي از قلم نمي افتد و به هيچ كس ظلم نمي شود.

يا علي. التماس دعا

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 9:57  توسط سيد گردان تخريب  |