تبليغاتX
تخريبچي فرهنگي
آنانكه رفتند كاري حسيني كردند و آنانكه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند.

 

در پشت پيشخوان يك اغذيه‌فروشي، دختر نوجوان محجبه‌اي به نام «سارا اسماعيل»، مشغول رسيدگي به درخواست مشتريان است. چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره مي‌شود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا مي‌خواست، به اين ‌نگاه‌ها توجهي كند، نمي‌توانست به پوشش خود ادامه دهد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «كريستين ساينس‌مانيتور» نوشت: در برخورد با زن و شوهرها، مادران و بچه‌هاي كوچكشان و پسرها، با همه يك‌جور رفتار مي‌كند و كارش را انجام مي‌دهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه مي‌دارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانواده‌اش كه روبه‌روي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد.

تشخيص سارا در ميان ديگر دوستان نوجوانش كه دوستان غيرمسلمانش لفظ «حجابي‌ها» را در مورد آنان به كار مي‌برند، سخت است. اين دخترها پس از خواندن نماز، به فروش كيك شكلاتي مي‌پردازند تا پول به دست‌ آمده از آن را براي مسجد جمع‌آوري كنند و بعد از آن، وقت خود را به گفت‌وگو و خنده و بررسي SMS موبايل‌هاي خودشان صرف مي‌كنند. او دانش‌آموز سال آخر دبيرستان است و درباره حجاب خودش مي‌گويد: اين تنها يك نوع پوشش نيست، بلكه نشان‌دهنده سبك زندگي و نشان‌دهنده هويت من است. او الكل نمي‌نوشد و سيگار نمي‌كشد و قرار ملاقات با پسري نمي‌گذارد و پنج نوبت در روز، مشغول انجام هر كاري باشد، به نماز مي‌ايستد. او يكي از تعداد رو به رشد نوجوانان آمريكايي مسلمان است كه حجاب دارند. چيزي كه در دوره متوجه سوءظن‌ها و ترديدها به سمت اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، جاي تعجب دارد.

او با اين‌كه سال آخر دبيرستان است، تقاضانامه‌هاي گوناگون از كالج‌هاي مختلف كه اطمينان پذيرش در آنها را دارد. براي او مي‌رسد، ولي همچنان منتظر شنيدن پاسخ تقاضاهاي از گزينه برترش يعني دانشگاه «بوستون» است.

سارا يك زندگي معمولي دارد و در اغذيه‌فروشي كار مي‌كند و به باشگاه ورزشي مي‌رود. شب‌هاي جمعه را در مسجد و تعطيلات آخر هفته را هم با ديگر دوستان باحجابش مي‌گذراند. همچنين با آنان به رانندگي در بوستون مي‌پردازند و يا به گردش در ميدان‌ هاروارد در كمبريج مي‌روند.

سارا پايبند اصول اخلاقي و مصمم است و در عين خوش‌برخورد بودن، نماينده ثابت‌قدم مذهبش است و توانايي اين را دارد كه از پس نگاه‌ها و پرسش‌هاي ديگران برآيد.

او به اين سؤال كه يك زن مسلمان بودن به چه نحوي است، پاسخ داده است، به گونه‌اي كه خود سارا، تصميم به انتخاب حجاب گرفت. در حالي كه هيچ‌كدام از خواهران ديگرش اين كار را نكردند. وقتي او مسئله حجاب را مطرح كرد، مادر مصري او از وي خواست كه با دقت اين موضوع را بررسي كند.

سارا تابستان همان سال به خواندن قرآن و حديث پرداخت و خود را آماده انتقال از يك دبيرستان خصوصي اسلامي به يك دبيرستان عمومي كرد.

«سينتيا اندرس»، نويسنده مقاله «كريستين مانيتور» در تعريف «حجاب» مي‌گويد: در اسلام به حجب و اعتدال در پوشش و رفتار همه پيروان اين دين تأكيد شده است. زناني كه در محيط عمومي ظاهر مي‌شوند، دست، بازو و پاي خود را از ديد مردان جامعه پوشيده نگه مي‌دارند.

سارا مي‌گويد: حجاب يك تذكر دايمي براي اوست كه به خود و ديگران احترام بگذارد و اين كار، او را به پايبندي‌‌اش بر اصول اسلامي، اطاعت و نيكوكاري و نوع‌دوستي تشويق مي‌كند. او ادامه مي‌دهد: شما بايد هميشه خدا را در هر كاري كه در حال انجامش هستيد، در نظر بگيريد. هر كاري كه مي‌كنيد، بايد خدا از آن راضي باشد. طرز رفتار سارا كاملا حساب‌شده و محدود است. او مي‌گويد: اگر مي‌‌خواهيد از يك الگوي رفتاري متعادل و محترمانه پيروي كنيد، بايد خودتان باشيد. البته بايد گفت سارا تاكنون به خاطر حجابش مورد اذيت قرار نگرفته، چراكه بيشتر اين امنيت را مرهون زنان مسلمان پيش از خودش است.

سارا دوستان غيرمسلمان هم دارد كه در البته سطح معمولي است. او معتقد است در روابط به مرزهايي مي‌رسيد كه نبايد پا را فراتر بگذاريد؛ يعني نوشيدن مشروب و پارتي رفتن در زندگي او وجود ندارد. او زندگي به همراه خانواده و شش خواهر و برادرش را ترجيح مي‌دهد. او همان‌گونه كه در عكس نشان داده شده، سرگرم آهنگ‌سازي با كامپيوتر است. او خود به اسلام روي آورده و در عين حال، خود را يك نوجوان آمريكايي مي‌داند كه مي‌خواهد خودش باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 12:43  توسط سيد گردان تخريب  | 

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 12:43  توسط سيد گردان تخريب  | 

جمعي از دانشجويان براي اعتراض به تخريب مسجدالاقصي جلو سفارت... ببخشيد شركت نستله تجمع كردند.

 

مرگ بر آمریکا

همه این آرم را می شناسیم. آرم شرکت نوشابه ی کوکاکولا هست

 

و حالا اگه برعکس بشه چی؟؟؟... کمی دقت کنی نوشته العیاذ بالله لا محمد لا مکه

مرگ بر آمریکا

و این هم شرکت پپسیه آمریکا

اگه فکر مي کنيد اتفاقيه به اين نکته توجه کنيد که چرا سومين C ( در کلمه Cola ) اين قدر کشيده شده و پيچ خورده تا حرف ‌‌{ ک } درست در بيايد

به اين كلمات دقت كنيد

pay each penny save israel

یعنی: هر پنی[کوچکترین واحد پول در آمریکا و انگلیس] را بپردازید تا برای اسرائیل ذخیره شود!!!

بله هر ریال از پول من و شما برای اسرائیل ذخیره می شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 10:28  توسط سيد گردان تخريب  | 

آمريكا در مورد منافقين خلق چي فكر مي كرد چي از آب در اومد؟!

در حالي كه لابي صهيونيستي، «سيا» و پنتاگون و برخي دولت‌هاي عرب، تلاش‌هايي براي خارج كردن مجاهدين خلق از فهرست گروه‌هاي تروريستي براي استفاده ابزاري به عنوان اهرم فشار عليه جمهوري اسلامي آغاز كرده بودند، ارايه مدارك مهمي از سوي «FBI»، موجب تأييد تروريستي بودن اين گروه توسط دادگاه عالي ايالات متحده شد.

دستگيري اعضاي مجاهدين خلق در فرانسهبه گزارش خبرنگار «بازتاب» از واشنگتن، در جريان دادگاه عالي آمريكا، «FBI» لوس‌آنجلس نوار مكالماتي را ارايه كرده كه حاوي مذاكرات سران گروهك مجاهدين خلق پس از 11 سپتامبر بود كه طي آن سران اين گروه تروريستي با تبريك واقعه 11 سپتامبر به يكديگر، اين حادثه را موفقيتي براي جبهه ضدامپرياليستي ارزيابي كرده بودند.

همچنين نوار مكالمه ديگري از اين گروه تروريستي توسط «FBI» ارايه شده كه در آن، يكي از كادرهاي رده بالاي سازمان اظهار مي‌دارد: در صورت سقوط جمهوري اسلامي و به قدرت رسيدن مجاهدين خلق، حمله به امپرياليسم آمريكا، از مهم‌ترين آرمان‌هاي اين گروه خواهد بود.

پس از ارايه مدارك يادشده، دادگاه عالي ايالات متحده، تروريستي بودن اين گروه را تأييد كرده و با درخواست هرگونه استفاده مقطعي از مجاهدين خلق عليه جمهوري اسلامي نيز مخالفت كرده است.
منبع: بازتاب


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 10:17  توسط سيد گردان تخريب  | 

 

بررسي روابط بين رهبري نظام با سه دولت طي ۱۷ سال گذشته

*سید عمار کلانتری

پنجشنبه گذشته، سيماي جمهوري اسلامي به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، مصاحبه‌اي با  هاشمي رفسنجاني پخش كرد كه  شنيدني‌ترين بخش آن، موضوع جلسه او و چند تن ديگر از چهره‌هاي نظام با حضرت امام(ره) براي هشدار درباره رئيس‌جمهور شدن بني‌صدر بود. هاشمي بيان كرد كه با تمام ارادت به امام، با گستاخي به ايشان معترض شده و امام نيز با وجود اين، نظر آقایان هاشمي و خامنه ای وباهنر را نپذيرفته‌اند. رويكرد امام خميني نسبت به بني‌صدر و حمایت از مقامي كه اكنون يك چهره خائن شناخته مي‌شود، بيش از همه از اصرار رهبري بر احترام به رأي مردم و عمل در چهارچوب قوانين كشور حكايت مي‌كند.وبدین دلیل است که جايگاه رهبري چه در زمان بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي و چه جانشين ايشان ـ آيت‌الله خامنه‌اي ـ وزنه ثبات و محور تعادل‌بخش جامعه و نظام جمهوري اسلامي بوده است.

علاوه بر آن كه مثال‌هاي فراواني در اثبات اين رويكرد در حيات امام راحل مي‌توان يافت، بررسي سال‌هاي رهبري آيت‌الله خامنه‌اي نيز مصاديق فراواني از تعامل رهبري با دولت منتخب مردم را به دست مي‌دهد.

مي‌توان گفت، محور تعامل رهبري با دولت طي بيش از هفده سال رهبري آيت‌الله خامنه‌اي، احترام به رأي مردم، همراهي با آنان و پشتيباني از منتخب آنان و در عين حال، راهبري و هدايت دولتمردان براي مستقر نگاه داشتن آنان بر محور ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و جلوگيري از افراط و تفريط بوده است. از اين رو مي‌توان مقاطع مختلفي را ديد كه رهبري با اهرم‌هاي خود كه مهم‌ترين آن سخن گفتن با مردم بوده، تذكرات لازم را نيز به دولتمردان گوشزد كرده‌اند. با اين حال، نوع نقد رهبري از دولتمردان تفاوتي اساسي با ديگر طيف‌هاي منتقد دولت‌ها اعم از مسئولان، رقباي سياسي و مطبوعات و رسانه‌ها داشته است. به اين معنا كه رهبري از آن جهت كه خود مسئوليت هدايت جامعه را بر عهده دارد، همواره تلاش كرده تا چنان مسئولانه به نقد دولت بپردازد تا كمترين هزينه‌ها به مهم‌ترين قوه‌اي كه مسئوليت چرخش امور مردم را بر عهده دارد، وارد شود و در عين حال، دولت از خطوط كلي نظام و مردم منحرف نشود.

با اين وصف، رهبري همواره حمايت و پشتيباني از دولت را وظيفه خود دانسته و به اين معنا درباره دولت‌هاي آقايان هاشمي رفسنجاني، خاتمي و احمدي‌نژاد عمل كرده است.
اما شايد نخستين مقطع مهم تذكر رهبري به دولت‌ها را بتوان به سال 74 و زماني دانست كه شائبه استيلاي تكنوكرات‌ها بر اركان كشور به وجود آمده بود. در آن مقطع، آيت‌الله خامنه‌اي با پيام‌هايي كه به جامعه دادند، انتقاد از دولت را بدلیل توجه بیش از حد به توسعه زیربناها و کم توجهی ناگزیر به طبقات آسیب پذیر ومحروم جامعه با مردم در ميان گذاشتند و آثار آن نيز در رويدادهاي بعدي آشكار شد. زماني كه برنامه پنج ساله دوم توسعه توسط دولت سازندگی براي تأييديه ايشان ارايه شده، با تأكيد بر لزوم پايبندي به عدم فشار بر اقشار محروم كشور،‌ آن را جهت تجدید نظر بازگرداندند و بر تغييرات آن در جهت تقويت عدالت اجتماعي تصريح كردند.

چند ماه بعد، زماني كه كارگزاران و شماري از مديران و نزديكان هاشمي با ساختن اسطوره  از رفسنجاني با لقب «سردار سازندگي»، خواهان افزودن يك تبصره به قانون اساسي و ادامه دوره رياست‌جمهوري او براي دور سوم بودند، رهبر انقلاب با انتصاب شخص هاشمي به رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از پايان مسئوليت قوه اجرايي، به صراحت با اين نظر مخالفت کردند.

اينها همه در حالي بود كه آيت‌الله خامنه‌اي، از هاشمي و دولت او را كه دولت سازندگي نام گرفت، بارها حمايت کرده و آن را دولت كار و تلاش، دولت كريمه و تلاش آنان براي خدمت به مردم را عبادت خواندند تعبیر بی نظیر "هیچ کس برای من هاشمی نخواهد شد" درسال 1376 وهمچنین تعبیر "جهاد شبانه روزی هاشمی "که درسال1374 از سوی آیت الله خامنه ای برای قدردانی وحمایت از هاشمی رفسنجانی بیان شد بمنزله تایید مطلق ومصونیت از اشتباه رییس جمهور وقت نبود کمااینکه گروهی از منتقدان سرسخت سیاستهای اقتصادی وفرهنگی هاشمی از ارادتمندان رهبر انقلاب بودند وهیچگاه انتقاد اصولگرایانه ومنطبق بر اصول وارزشهای این گروه ازعملکرد دولت با مخالفت آیت الله خامنه ای همراه نشد .

زمان گذشت تا دوم خرداد 76 فرا رسيد و سيدمحمد خاتمي برخلاف خواسته گروه‌هاي قدرتمند كشور به پيروزي رسيد. هرچند علي‌اكبر ناطق نوري در ظهر سوم خرداد، اين پيروزي را به خاتمي تبريك گفت، اما روشن بود كه بسياري از فعالان جناح راست از صبح چهارم خرداد آنچه در توان داشتند به كار بستند تا دولت خاتمي را بر زمين بزنند. با اين حال آيت‌الله خامنه‌اي نخستين شخصي بود كه دوم خرداد را «حماسه دوم خرداد» خطاب و در برابر فشار گروه‌هاي قدرتمند از خاتمي به عنوان منتخب مردم حمايت كردند و در مقابل نافيان جمهوريت نظام ايستادند.

همان‌گونه كه گفته شد، رهبري از روش‌هاي خاص خود استفاده مي‌كردند تا ضمن پشتيباني از دولت حاكم بر كشور، سمت و سوي درست آن را حفظ نمايند. پرداختن به مبحث «مردمسالاري ديني» از سوي ايشان در سال‌هايي كه از يك سو مردمسالاري شعار رئيس‌جمهور بود و از ديگر سو، عده‌اي از اصلاح‌طلبان رويكرد افراطي به غرب  را دنبال مي‌كردند، در آن واحد هم حمايت رهبری از از رئيس‌جمهور به شمار مي‌رفت و هم هدايت شعار رئيس دولت به سوي ارزش‌هاي اصلي نظام محسوب می شد کما اینکه سید محمد خاتمی چه در محافل خصوصی وچه در مجامع عمومی رابطه صمیمانه وحمایتهای مشفقانه رهبر انقلاب را مهمترین عامل به سلامت رساندن کشتی دولت به پایان ماموریت خود در دوره پربحران وملتهب اصلاحات عنوان می کند.

با اين حال، رهبر انقلاب از سال 78 و زماني كه رويكرد عده‌اي از اصلاح‌طلبان به ويژه در مطبوعات، به كمرنگ كردن ارزش‌هاي ديني و يا تضعيف امنيت كشور معطوف شد، به آنها واكنش نشان داده و نسبت به تبديل مطبوعات به پايگاه دشمن هشدار دادند. طبعا اين عتاب رهبري، برخي نزديكان رئيس‌جمهور را هم با چالش روبه‌رو مي‌كرد، اما رهبري براي حفظ اسلاميت نظام از اين اقدام خود نه تنها عقب نشینی نکرد بلکه شجاعانه کسانی را که بانفوذ به مراکز حساس نظام تصمیم به فروش استقلال وعزت کشور دربرابر متاع حمایت وهمراهی بیگانه داشتند نهیب زده وبا اقبال عمومی به منویات رهبری ورویگردانی مردم از شیوه منفعلانه ومنفعت طلبانه بسیاری از اصلاح طلبان در چهار انتخابات پیاپی شورای شهر دوم وسوم ،مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم فارغ از حضور پررنگ یاکم رنگ اصلاح طلبان اصولگرایان پیروزی قاطعی را کسب کردند.

به نظر مي‌رسد، رهبر انقلاب در ارتباط با دولت نهم نيز همين رويکرد را ادامه دادند و با وجود آنکه محمود احمدي‌نژاد در زمان انتخابات از حمايت اکثريت بخش‌هاي قدرتمند کشور، احزاب و گروه‌ها و حتي علما کم‌بهره بود،‌ پس از انتخاب، از شعارهاي او که شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي بود، تجليل کردند و در مقابل گروهي که اعتبار ومشروعیت رئيس‌جمهوري کنوني را زیر سئوال می بردند، از وي با قدرت حمايت کردند.

برخي تحليلگران بر اين باورند که آيت‌الله خامنه‌اي به دو دليل حمايت‌هاي ويژه‌اي ازدولت نهم و رئيس آن انجام داده‌اند: يکي به دليل طرح شعارهاي اصيل انقلاب و ديگري پایگاه ضعیف دولت در میان احزاب که مي‌توانست موجب خلل در خدمت دولت به مردم شود.

با اين حال، مرور سخنراني‌ها و موضعگيري‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي طي يک سال اخير درباره دولت نهم نشان مي‌دهد که ايشان علاوه بر انتقاد از بي‌انصافي‌ها درباره اقدامات و عملکرد دولت نهم، به صورت ظريف بر تعادل و کارآمدي دولت تأکيد مي‌کنند. ايشان در مقطعي دولت را به سعه صدر و تحمل مخالف توصيه کردند و درموارد ديگري نيز با تأکيد بر اجراي سياست‌هاي کلي ابلاغ‌شده درباره اصل ۴۴ قانون اساسي انتقاد از کم توجهی دولت نهم به این سیاستها در نامه تیرماه گذشته خود، مخالفت خود را دولت‌محوري روزافزون در اقتصاد آشکار کردند.

ايشان همچنين در کنار طرح مواردي در زمينه هولوکاست به صورت بسيار ظريف، با مردود دانستن رويکرد جمال عبدالناصر و صدام که معتقد به سوزاندن يا به آب انداختن يهوديان بودند، بر دکترين دقيق خود در مسئله فلسطين مبني بر دوکراسی برابر برای تمام ساکنان مسلمان، مسيحي و يهودي اين سرزمين تأکيد کردند.

در سه ماه  اخير نيز به نظر مي‌رسد سکوت معنادار رهبري در برابر موج گسترده انتقادات به دولت که از مراجع تقلید تا مجلس ،دستگاه قضایی ،مجمع تشخیص مصلحت ،شخصیتهای برجسته گروههای مختلف سیاسی ،رسانه های گروهی ونخبگان را دربرگرفته، پيام‌هاي خاص خود را دارد؛ پيام‌هايي که شايد بتواند افراط‌گرايان حامي دولت را تا اندازه‌اي متوجه کند.

این سکوت رهبری که ازیک سو پاسخ منفی به مسئولان دولتی که بصورت خصوصی و علنی با هزینه کردن از حمایتهای رهبری قصد دارند دست کم منتقدان خود در اردوگاه اصولگرایان رامنکوب کنند تلقی می شود و از سوی دیگر عدم پذیرش درخواستهای مکرر منتقدان دولت از رهبر انقلاب برای مداخله ومدیریت مستقیم کشور حداقل در حوزه سیاست خارجی می باشد.

واقعيت آن است که رهبري همواره دفاع از رئيس‌جمهور را به عنوان شخص اول اجرايي کشور و منتخب مردم وظيفه شرعي و سياسي خود مي‌داند، در مقطع مقتضي پيام‌هاي خود را به دولتمردان و افکار عمومي منتقل مي‌کند و حتي اگر قرار باشد برخوردي از سوي رهبري با دولت صورت گيرد، اين امر بايد يک فرايند چند مرحله‌اي را طي کند.

اما نکته ديگري که در اين ميان مطرح است، ‌مدافعان جبهه رهبري و کساني هستند که سنگ حمايت از رهبري را به سينه مي‌زنند. عده‌اي از اين افراد حاميان هميشگي جايگاه ولايت فقيه هستند و دست‌کم در چارچوبي خود را ملتزم به فرمان‌پذيري از رهبر جامعه اسلامي مي‌دانند؛ اما در مقابل ديگراني هم هستند که با «زمان شناسي»! تنها در مواقعي که قدرت و حاکميت را در اختيار ندارند، در جبهه حاميان رهبري ديده مي‌شوند. حال آن‌که اگر کارنامه گذشته يا آينده آنان مرور شود، زماني که قدرتي در اختيار داشته‌اند، بي‌توجه به نقطه‌نظرات رهبري و اصول انقلاب و مصالح کشور،‌ به کار خود مشغول بوده‌اند. اين گروه کساني هستند که جامعه مي‌تواند ميزان صداقتشان را باز شناسد بهتر است برخی از گروههای اصلاح طلب وتکنوکرات که امروزه در پناه رهبری از برخوردهای افراطی مصون مانده اند وبر لزوم نقش آفرینی مستقیم آیت الله خامنه در صحنه اداره کشور برای جلوگیری از بی ثباتی وتندروی تاکید دارند بهتر است بامرور مواضع یک دهه گذشته خود در تضعیف ولایت فقیه برای آینده عبرت بگیرند .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12:31  توسط سيد گردان تخريب  | 

 

آمريكا:چه كسي گفت كه ما قصد حمله داريم؟

خبرگزاري فارس: مقامات آمريكايي بعد از بيانات رهبري مبني بر اين‌كه «هرگونه تعرض، عكس‌العمل همه‌جانبه‌اي نسبت به منافع آن‌ها در همه نقاط جهان به دنبال دارد»، اظهار كردند: به طور واضح اعلام مي‌كنيم قصد حمله به ايران را نداريم.

طي سه هفته اخير به دنبال تصويب قطعنامه 1737 عليه ايران، برخي مقامات آمريكايي با افزايش فشارهاي رواني عليه ايران، زمزمه‌هاي امكان حمله نظامي به اين كشور را مطرح نمودند. نكته قابل توجه اين بود كه افزايش جنگ رواني آمريكا عليه ايران، تصادفاً با همنوايي و همزماني معدودي از روزنامه‌ها و جريانات داخلي در كشور همراه شد.
اگرچه شخصيت‌هاي شناخته شده اكثر جريانات داخلي از جمله اصلاح‌طلبان و اصولگرايان بر وحدت در موضع‌گيري‌هاي داخلي در خصوص بحث هسته‌اي تاكيد مي‌كردند، اما برخي جريانات سعي ‌كردند با ناكارآمد جلوه دادن ديپلماسي هسته‌اي دولت و معرفي برخي شخصيت‌هاي سياسي به عنوان مسببان بحران، تنها راه برون‌رفت از بحران را تعليق دوباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران اعلام كنند.
روند عمليات رواني بازيگران خارجي و داخلي از جايي شكل جالب توجهي به خود گرفت كه با شكل‌گيري ترديد‌هايي در خصوص ميزان فايده حربه تهديد عليه ايران در صحبت‌هاي مقامات آمريكايي، شاهد افزايش عمليات رواني همان جريانات داخلي در خصوص مسئله هسته‌اي بوديم.
جملاتي چون «شرايط كشور عادي نيست»، «مردم از وضع موجود نگرانند»،«چرا نگرانيم؟»، «فرصت‌سوزي سم و خيانت است»، «شرايط كشور عادي نيست»،«همه جناح‌ها نگران كشورند»، شرايط كشور عادي نيست» و «فرصت‌سوزي براي كشور سم است»، تيتر صفحات اول روزنامه‌هاي متعلق به همان جريانات بوده كه از تاريخ 4/11/85 تا تاريخ 12/11/85 به صورت مداوم و با تاكيد بر جمله «شرايط كشور عادي نيست» روز به روز در اين روزنامه‌ها درج شده است.
تعجب ناظران سياسي زماني بيشتر برانگيخته شد كه در حالي كه برخي افراد و روزنامه‌هاي مطرح در كشور طي اين دوره زماني سعي مي‌كردند با عمليات رواني القايي بحران را به فضاي ذهني مخاطبين در جامعه منتقل نمايند، مقامات آمريكايي با مشاهده عدم تاثير حربه تهديد عليه ايران، از اعلام مواضع خصمانه خودداري كردند و به سمت اعلام مواضعي با اين سرفصل كه «هنوز هم مي‌توان به ادامه ديپلماسي با ايران اميدوار بود» متمايل شدند.
اين جريانات داخلي با هدف كم‌رنگ نمودن دستاوردهاي هسته‌اي حاكميت (تجديد نظر در ارائه امتيازات بي‌هدف، پيشرفت فني قابل ملاحظه در فعاليت هسته‌اي و اصرار طرف غربي بر ادامه مذاكرات با ايران ) تلاش كردند با غيرعادي نشان دادن وضعيت كشور با تاكيد بر جمله هميشگي «تهديد جدي است»، فضاي فكري را براي فشار رواني بر تيم ديپلماسي هسته‌اي براي انجام تعليق مجدد فعاليت‌ها فراهم كنند.
نقطه عطف شكست پروژه عمليات رواني طرف غربي، سخنراني پنجشنبه هفته گذشته مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان و اعضاي نيروي هوايي ارتش با ايشان بود كه بلافاصله عكس‌العمل مقامات آمريكايي را در پي داشت.
رهبري در سخنان خود عمليات رواني دشمن را با هدف تضعيف روحيه ملت ايران و نشانه‌اي از استيصال دولتمردان آمريكايي دانستند و افزودند: تهديد و ترساندن شيوه قديمي و هميشگي سلطه‌گران براي تضعيف اراده و عزم ملت‌ها و چپاول منابع كشورها بوده است.
رهبري با اشاره به كساني كه مي‌گويند قدرت دشمن را دست كم نگيريد، افزودند: اين حرف درستي است و در فرهنگ عميق ملت ايران نيز مورد تاكيد است. اما آيا عاقلانه است كه دشمن را دست كم نگيريم، اما در مقابل، عظمت و توانايي ملت ايران را ناديده بگيريم؟
حضرت آيت الله خامنه‌اي با اشاره به شايعه حمله امريكا به ايران، تأكيد كردند: دشمنان خوب مي‌دانند كه هرگونه تعرض، عكس‌العمل همه جانبه ملت ايران را نسبت به متعرضان و منافع آن‌ها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت.
بيانات حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در اين ديدار بلافاصله واكنش حاكي از دست‌پاچگي مقامات آمريكايي را در پي داشت. به گزارش زي‌نيوز، "تام كيسي" سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در پاسخ به سؤالي در خصوص بيانات آيت‌الله خامنه‌اي رهبر ايران، بدون طرح تهديد نظامي عليه ايران اعلام كرد: «تلاش ما در واكنش به برنامه هسته‌اي ايران تمركز بر ديپلماسي است. گمان مي‌كنم ما به روشني بيان كرده‌ايم كه قصد ما پيگيري مسئله از طريق مجاري ديپلماتيك است.»
"توني اسنو" سخنگوي كاخ سفيد نيز در واكنش به بيانات رهبري تلاش كرد بحث تهاجم به ايران را كمرنگ جلوه ‌دهد و اظهار داشت: «من بارها اعلام كرده‌ام. وزير دفاع آمريكا و رئيس‌جمهور آمريكا هم بارها اعلام كرده‌اند كه قصد حمله به ايران نداريم.»
اميد است توجه مقامات آمريكايي به ناكارآمدي حربه بكارگيري تهديد و اذعان اين مقامات به ناكارآمدي اين حربه، باعث شود معدودي از جريانات داخل نيز در راستاي سياست همنوايي و همزماني با سياست‌هاي طرف غربي، به ناموثر بودن اين فاز از عمليات رواني پي ببرند و به خاطر دستيابي به منافع فردي يا جناحي، منافع ملي را بيش از اين تحت تاثير بازي‌هاي سياسي قرار ندهند.

 

گاردين: تهديد رهبري ايران، جدي است.                  http://www.baztab.com/news/60227.php


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 11:49  توسط سيد گردان تخريب  | 

يار دبستاني من،با من و همراه مني......

 

 

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 11:17  توسط سيد گردان تخريب  |