تبليغاتX
تخريبچي فرهنگي
آنانكه رفتند كاري حسيني كردند و آنانكه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي اند.

برای خرید کتابهای من

گلشیری حاضر نبود پول بدهد!

 

گفت‌و‌گوي ماهنامه سوره به سردبيري آقاي وحيد جليلي با سیدمهدی شجاعی

 

 

[عابس قدسی، سوره: سیدمهدی شجاعی از آشناترین نامهای هنر انقلاب است. تاكنون صدها هزارجلد از دهها عنوان كتاب او در دسترس مشتاقان قرار گرفته است. با سیدمهدی شجاعی داستان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس، شاعر (تاكنون اشعارش را منتشر نكرده است)، روزنامه‌نگار، مدیر فرهنگی، سردبیر و.... موضوعات مختلفی را می‌توان مورد بحث قرار داد. اما او از مسئله توزیع در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی سخن گفته است. سخنانی كه احتمالاً تا به حال نشنیده‌اید. ]

 

 

اجازه بدهید خاطره‌ای را برایتان نقل كنم، از قول عموی مرحومم آسید حسین شجاعی. ایشان از یاران و رفقای نزدیك مرحوم علامه امینی بود و از یاران و همكاران مرحوم علامه در تألیف و تدوین مجموعه گران‌قدر الغدیر. مرحوم آسید حسین برایم تعریف می‌كرد كه مرحوم علامه پس از چاپ هر جلد از الغدیر، خودش می‌نشست و هر جلد كتاب را داخل پاكت می‌گذاشت و دهها اسم و آدرسی را كه از قبل مد نظر داشت بر روی تك تك پاكتها می‌نوشت و كتاب را برای مخاطبین مورد نظرش پست می‌كرد. این افراد عموماً علمای بزرگ شیعه و سنی و اساتید دانشگاه در كشورهای مختلف بودند. مرحوم آسید حسین می‌گفت: علت اینكه كتاب الغدیر با این سرعت و وسعت در عالم اسلام، منتشر شد و اذهان موافق و مخالف را به خود جلب كرد، این دقت و وسواسی بود كه مرحوم علامه در امر توزیع الغدیر به خرج داد، گویی كه توزیع كتاب به اندازه خود تألیف برای علامه اصالت داشت. به قول قدیمیها: «این مثل بدان آوردم» كه توجه كنیم؛ مقوله توزیع به اندازه تولید، حائز اهمیت است و بهترین اثر اگر به دست مخاطب نرسد، تفاوت چندانی با پدید نیامدنش ندارد. و این نكته‌ای است كه متأسفانه از سوی اندیشمندان ومولفان و حتی ناشران متعهد و مسلمان مغفول مانده است. و گواهش هم همین وضعیت موجود است. و این فاجعه‌ای بزرگ است كه آثار مبتذل و منحرف به دلیل داشتن شبكه توزیع موفق، به دست مخاطب می‌رسد. ولی‌ آثار گران‌بها و ارزشمند، از دسترس مخاطب دور می‌ماند، و آن‌قدر دور می‌ماند كه حتی اگر مخاطب، كتاب مشخصی را هم از این دسته شناسایی كند وكتابفروشیهای‌متعدد‌و مختلف را برای تهیه آن زیر پا بگذارد، به زحمت و ندرت می‌تواند به آن دسترسی پیدا كند.

 

 

من سالیان سال است كه غرق در این حیرتم كه چرا كفار و مشركین و منافقین در بی‌دینی خود متحدند، اما مسلمین و مدعیان ایمان و باور و اعتقاد، این‌چنین پراكنده و متشتط. و نتوانسته‌ام پاسخ این سوال را پیدا كنم. ریشه‌ها و مبانی و متون و معارف دینی، همه به سمت وحدت، ظرفیت، سعه صدر، صفا و خلوص هدایت می‌كنند و سوق می‌دهند اما بسیاری از دین‌داران یا مدعیان دین‌مداری روز به روز بیشتر در منجلاب حقد و حسد و تنگ‌نظری و خودمحوری و نفس‌مداری فرو می‌روند. آنان كه به این مبانی و اصول و ارزشها پای‌بندی و ادعای پای‌بندی ندارند در این عرصه بسیار اخلاقی‌تر عمل می‌كنند از مدعیان دین‌داری و دین‌مداری. یادم نمی‌رود كه رمان ده جلدی كلیدر از آقای محمود دولت‌آبادی تازه منتشر شده بود و بازار نقدهای مثبت و منفی و نظرات موافق ومخالف داغ بود. با یكی از مترجمین به اصطلاح دگراندیش كه همین چند سال پیش فوت كرد، نشسته بودیم و پیرامون كلیدر گفت‌وگو می‌كردیم. یكی از دوستان گفت كه روز قبل تعریف و تمجیدهای مفصل شاملو در مورد كلیدر را از رادیو بی.بی.سی شنیده است. آن مترجم مرحوم ناگهان به شدت برآشفت و شاملو را به خاطر برخورد دوگانه و منافق‌آمیز مورد هجوم قرار داد و تصریح كرد كه چند روز قبل خودش در یك محفل خصوصی كلی بد و بیراه از زبان شاملو در مورد كلیدر شنیده است. عباراتی مثل: از این ده جلد، هشت جلدش زیادی است، حرف مفت است. انشاء نوشته بدبخت، اصلاً داستان‌نویس نیست. رمان را نمی‌شناسد و قس علی‌هذا. من وقتی آن زمان، این دو دیدگاه و اظهارنظر متضاد را با واسطه از شاملو شنیدم، نه تنها به اندازه آن مترجم مرحوم عصبانی نشدم كه تا حدودی هم به شاملو حق دادم. آنچه او در محفل خصوصی گفته بود، دیدگاه واقعی‌اش در مورد كلیدر بود و آنچه در مصاحبه بی.بی.سی گفته بود، آمیزه‌ای بود از حمایت حرفه‌ای و تشویق و تقویت همكار و حركت اعتقادی و اجتماعی و سیاسی و غیره، علی‌رغم اختلاف سلیقه‌های درون سازمانی. این را داشته باشید تا به اتفاق دیگری در مورد خودم اشاره كنم و بعد از این عرایض طولانی را جمع ببندم. به گمانم حوالی سالهای شصت و نه ـ هفتاد بود. یكی از شاگردان هوشنگ گلشیری كه با من هم رفاقت و مراوده‌ای داشت، یك روز آمد پیش من و مجموعه داستانهایم را طلب كرد. پرسیدم. برای چه و كجا؟ توضیح داد كه پیش گلشیری بوده و گلشیری كه یكی دو كار مرا اتفاقاً خوانده، به او گفته: فلانی داستان‌نویس خوبی است و من دوست دارم كارهایش را بخوانم ولی حاضر نیستم پول بابت خریدشان بدهم و به همین اندازه به جبهه فرهنگی مقابل، كمك كنم. پس اگر كارها را داری یا می‌توانی به دست بیاوری، برایم امانت بیاور. ببینید آنها تا كجا در ضدیتشان راسخ بودند و این جبهه‌بندی فرهنگی را جدی می‌شمردند. و این در حالی بود كه من به عنوان یك نویسنده جزء اولین خریداران آثار گلشیری بودم و هر اثری از او یاد امثال او را بلافاصله بعد از انتشار می‌خریدم. غرض اینكه هر چه ما همیشه غفلت ورزیده‌ایم، دیگران با هوشیاری عمل كرده‌اند و هر چه ما دچار تساهل و تسامح و مداهنه شده‌ایم، دیگران در عداوت و ضدیت با ما به وحدت و جدیت بیشتری رسیده‌اند.

 

خیلی روشن و بین و بدیهی است كه سیستمهای توزیع منسجم كه از گذشته شكل گرفته‌اند عمدتاً دارای اعتقادات ضد اسلامی، ضد انقلابی، ضد نظامند و كاملاً هم در حوزه نشر و توزیع، خطی و اعتقادی عمل می‌كنند، و جالب اینكه به هنگام بروز تعارض میان منافع اقتصادی و مبانی اعتقادی، به راحتی منابع اقتصادی را قربانی می‌كنند. و جالب‌تر اینكه همیشه و در همه دولتها از حمایتهای مادی و معنوی وزارت ارشاد اسلامی هم برخوردارند. به عبارتی مدام خرج خمپاره‌شان را از ارشاد می‌گیرند و هجومشان را به فرهنگ دینی، قوت و استمرار می‌بخشند. این ناشران و موزّعین، پیوندی منسجم و ارگانیك، با صاحبان اندیشه و خالقان اثر در جبهه خود دارند. آنچه استاد ازل گفت بگو می‌گویند. كاملاً خطی و سیاسی و اعتقادی، اثری را علم می‌كنند، نویسنده‌ای را شهرت می‌بخشند، به شاعری مدال ملی می‌دهند، نویسنده‌ای را جهانی می‌شمارند و... در این مسیر حتی به ملاكهای قطعی هنری و تكنیكی هم اعتنا نمی‌كنند. ضعیف‌ترین اثر را با یك هجوم تبلیغاتی و چیدن پشت ویترین همه كتاب‌فروشی‌ها و نقدهای متوالی و خبرهای متواتر آن‌چنان مطرح می‌كنند كه بصیرترین و خبره‌ترین خوانندگان هم در مورد شناخت و معیارهای خود دچار شك و شبهه می‌شوند. این از آن‌سوی خط. و اما این‌سوی خط یا به عبارتی جبهه این طرف: یك لشكر شكست‌خورده و متفرق كه بزرگ‌ترین هنرش این است كه مستمراً به سمت خودش شلیك كند و هم‌سنگرانش را از پا در آورد. عوامل نفوذ و مكانهای دو نبش و استفاده هم‌زمان از توبره و آخور و جاسوسهای دوجانبه هم جای خود. در این جبهه، سه‌ـ چهار ناشر هستند كه سوگلی وزارت ارشادند. عموم كمكها و امكانات به دست اینها سپرده شده تا بین خودشان تقسیم كنند. از كتاب سال و ناشر نمونه بگیرید تا خریداری كلان برای كتابخانه‌ها و وامهای بلاعوض و كاغذهای بدون تسویه و... فلسفه وجودی اینها احتمالاً در ابتدا این بوده كه كار فرهنگی بكنند و امكانات و كمكها را هم به عنوان سوبسید كار فرهنگی بگیرند. اما با آن كمكها و سوبسیدها مستقیماً كار اقتصادی می‌كنند و در نشرشان غیر مستقیم. و فرهنگ هم محمل خوبی برای این هر دو كار است. بدون تعارف، این وضعیت نشر در این جبهه است. و در همین جبهه و به موازات همین قصه، منتقدینی هم هستند كه رسالت تاریخی‌شان تحقیر وتخطئه و منزوی كردن آثاری است كه در این جبهه منتشر می‌شود. شما به كارنامه نقد برخی از اینها نگاه كنید. یك اثر مثبت و مورد تأیید پیدا نمی‌كنید، چرا، چند جایی، چند نویسنده با تصریح به اینكه از شاگردان خود منتقد بوده‌اند، با لیت و لعل مورد تأیید واقع شده‌اند.

 

باید در دوجا خانه‌تكانی اساسی را انجام داد: یكی در بینش و اندیشه و ذهن و دل نویسندگان، منتقدان و ناشران جبهه مسلمانی. و دیگری در وزارت ارشاد اسلامی و سیاستگزاران و دست‌اندركاران فرهنگی و تا در این دو خانه‌تكانی انجام نشود، قدم از قدم نمی‌توان برداشت. ادامه برنامه صحیح در امر فرهنگ و نشر و كتاب و توزیع كار دشواری نیست. آنچه كار را دشوار و قریب به محال می‌كند فسادی است كه از اجزاء و عناصر و افراد و دستگاههای فرهنگی ریشه دوانده و می‌رود كه تار و پود فرهنگ این مرز و بوم را از درون مضمحل كند.

 

 

وقتی كتاب و فرهنگ در ذهن سیاستگزاران و مسئولان فرهنگی اصلی نباشد، چگونه می‌توان توقع داشت كه كاری عمیق و وسیع و مستمر در این زمینه بشود. شما هر روز بعد از عموم بخشهای خبری صدا و سیما اخبار ورزشی را با آب وتاب هر چه تمام‌تر می‌شنوید و حتی از گل زدن یك فوتبالیست در دورافتاده‌ترین شهرها مطلع می‌شوید. اما یك خبر از انتشار یك كتاب خوب را نمی‌بینید. آیا واقعاً تألیف یا انتشار یك كتاب علمی، فرهنگی، فقهی، فلسفی، رمان، شعر، نمایش‌نامه و... به اندازه یك شوت در زمین فوتبال فلان شهرستان ارزش خبری ندارد؟! آیا واقعاً یك نویسنده، یك شاعر، یك هنرمند به اندازه یك بازیكن دست چندم یك باشگاه درجه سه، ارزش مطرح شدن در بخش خبر را ندارد؟!

سبب مپرس كه چرخ از چه سفله‌پرور شد

كه كام‌بخشی او را، بهانه بی‌سببی است

وقتی بینش و اندیشه و ذائقه سیاستگزاران فرهنگی این باشد، طبیعی است كه سرانه مطالعه دركشور ما از عقب‌افتاده‌ترین كشورها همه رتبه نازل‌تری پیدا كند. كشوری با آن عمق و سابقه فرهنگی و با این ادعاهای آسمان‌خراش.

گفتم ای مسند جم‌ جام جهان‌بینت‌ كو

گفت افسوس كه آن دولت بیدار بخفت

 

هر كدام از این ناشران دولتی عمری لااقل بیست ساله دارند. كافی بود كه در طی بیست سال، این چند ناشر، به جای پشت پا زدن به یكدیگر و رقابت و تضعیف و عداوت، دست به دست هم بدهند و یك سیستم توزیع گسترده و منسجم را ایجاد كنند. غافلید چه اتفاق شگفتی در عالم فرهنگ و كتاب و مطالعه می‌افتاد؟ درد یكی ـ دو تا نیست. و آنچه این مریض را محتضر و رو به قبله كرده، یكی ـ دو زخم و یكی ـ دو بیماری نیست.

و می‌گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید

هیهات كه رنج تو ز قانون شفا رفت


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:10  توسط سيد گردان تخريب  | 

 

سرعت پیشرفت اطلاعات و فناوری به اوج سرعت خود رسیده، گوئی کره زمین با سرعت بیشتری می گردد و باید کلاهمان را سفت بچسبیم که مبادا باد آنرا ببرد

با پیشرفت اطلاعات گوئی باید همه چیز سریع تغییر کند: مد / زمان / زبان/گویش/فرهنگ و انسانهاو...

این تغییرات فاصله ها را بیشتر کرده. والدین از فرزندان دورتر شده اند،معلمان از دانش آموزان، مسئولین از مردم و مردم از علماء و چه اتفاقاتی بخاطر ایجاد این فواصل بوقوع خواهد پیوست.

روزگار عجیبی است ، روزگاری که آدمی را بازیچه خود قرار داده است و نیتش این است که آدمی را به قعر جهنم نفسانياتش بكشاند و چه نقشه هائی که برایش تدارک ندیده است:

 برای ایجاد و بالا بردن انگیزه جوانان سیگارهائی را با طعم کاکائو و میوه عرضه می کنند.

زمان شگفت آوری را می گذرانیم که در هند هزاران نفر را برای عروسی دو میمون دعوت کرده و میلیونها لک هندی برابر با میلیاردها تومان هزینه آن کرده و برای اینکه مردم جهان افسوس شرکت در این مراسم را نخورند،از شبکه های ماهواره ای پخش می کنند.

با علم به جنگ انسانیت رفته و برای خودکشی انسان،دستگاهی مدرن میسازند و کاش اولین و آخرین کسی که ازآن استفاده می کرد مخترعش بود.

و اما عفت که واژه ای فراموش شده در این زمان است:

 نامزد انتخاباتی پارلمانی یکی از کشورهای اروپائی عکس تمام برهنه خود را برروی پوستر تبلیغاتی خود چاپ می کند و نامزدانتخاباتی دیگری در دیگر کشور اروپائی به رآی دهندگانش بشارت می دهد که با چهل نفر اولی که به او رای دهند گونه ای از سکس را انجام می دهد تا آراء بيشتري را به خود جلب کند که چنین هم می شود و عجب تصمیماتی  این افراد در مجلس در پیشبرد اهداف والای انسانی خواهد گرفت که اینچنين مي شود كه جماعتی در مقابل مجلس این کشور جمع می شوند تا از چنین نمایندگانی درخواست کنند که ازدواج انسانها با حیوانات را به رسمیت بشناسند.

زمانه ایست که با میل و رغبت اوشین و یانگوم را می پذیرد ولی افکار امام و شهدا را مستحق موزه میداند.

و اما سخنی دارم با زمانه،تو باید بدانی که تنها قشری که حواسش را جمع کرده که باد کلاهش را نبرد ((بسیجی)) است. بسیجی که فریب هیچ بازی را نمی خورد:اوست که چندین برابر دیگران کار می کند و جندین برابر دیگران کمتر توقع دارد.اوست که بدنبال بهانه است تا کار کند نه آنکه بمانند دیگران دنبال بهانه ای باشد تا از کار بگریزد.

اوست که بسیجی بودن را فراتر از یک ایست و بازرسی و نوعی از لباس پوشیدن می بیند.

 

اوست كه هنوز دشمن با پیشرفته ترین زیردریائیها از کشف عمق و ژرفای درونش ناتوان ساخته است که چگونه با زبان بی زبانی به جهانیان فهمانده که همه چیز برای مادیات و برای مقام نیست.

 او حتی ظهور امام زمانش را برای این نمی خواهد که خودش از زندگی مرفه تری برخوردار شود. او همه چیزهای خوب را برای همه ودر همه زمانها می خواهد(في هذه الساعه و في كل ساعه )

افسوس که آن لذتی را که او از فرهنگ بسیجی چشیده است،جهانیان نچشیده اند.

 

بقلم سيد احمد معصومي ن‍‍ژاد


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3  توسط سيد گردان تخريب  | 

قم- آيت الله جعفر سبحاني از اساتيد برجسته حوزه علميه قم در يك گفت وگوي تلفني از مجيد مجيدي كارگرد ان برجسته سينماي اير ان به دليل و اكنش به سخنان يك روشنكفر د اخلي در مورد قر آن كريم ووحي ، از وي تقدير ودلجويي كرد.

به گز ارش خبرنگار ايرنا ، يك منبع موثق در دفتر آيت الله سبحاني ا علام كرد، اين انديشمند اسلامي دوشنبه شب درگفت وگوي تلفني با اين كارگرد ان سينما خطاب به مجيد مجيدي ، گفت : شما قلب پيامبر اكرم (ص )، مسلمانان و علاقمند ان به قر آن ، دين ومذ هب ر ا شاد كرديد.

بر اساس اين گز ارش آيت الله سبحاني دردلجويي ازمجيدي ، گفت :وقتي كار شما مطابق با قر آن وحديث و افكار عمومي اسلامي باشد ، بايد خوشحال باشيد.

آيت الله سبحاني خاطرنشان كرد: هركسي كه سخنان شما(مجيد مجيدي ) ر اشنيده ، خوشحال شده است .

اين استاد برجسته حوزه تاكيد كرد: هنرمند بايد پيام آور باشد و هنرمند همانگونه كه در فيلم‌ها پيام رساني مي‌كند بايد درخارج از كار سينما نيز پيام آور باشد وما به آنچه در مورد قر آن و پيامبر اكرم (ص ) مي‌گذرد نبايد بي‌تفاوت باشيم .

آيت الله سبحاني با اشاره به حديثي از امام صادق ( ع ) ، اظهار د اشت : در مقام دفا ع از قر آن و پيامبر( ص ) اگر دو نفر هم ازشما ناخشنود شوند مهم نيست بلكه مهم رضايت پروردگار است .

وي درپايان اين گفت وگو اظهار د اشت : از اقد ام شما خد اوند، پيامبر (ص ) وتوده مردم خوشحال هستند و اينجانب دررسانه ها نيز ازشما تمجيد خو ا هم كرد.

آيت الله سبحاني همچنين گفته اند: درحال حاضر مشغول تهيه جو ابيه‌اي به آن آقا هستم كه بعد از انتخابات مجلس شور اي اسلامي آن ر ا منتشر خو ا هم كرد.

لازم به ذكر است كه در پي سخنان يكي از روشنفكر ان در مورد قر آن كريم و وحي به پيامبر (ص )، مجيد مجيدي به وي پاسخ د اد و قسمتي ازسخنان به شرح زير است .

مجيدي خطاب به آن روشنفكر كه هم اكنون در آمريكا است ، گفت : بدون تكيه به معنويت ، آنچنان كه در جاي جاي جهان مي بينيم انسانها، گرگهاي درنده‌اي خو ا هند شد كه درندگان وحشي نيز شرمنده ددمنشي‌هاي آنانند ودر شر ايطي كه جاي خالي خد ا بيش از هر زمان و عصري احساس مي‌شود وتاريخ گو اه آن است كه بدون خد ا، هر عملي مباح و آز اد است ، بايد آز ادگان نگر ان باشند، و از آن ميان ، هنرمند ان آز اده .

مجيدي در اد امه گفت : در اين صورت چه باك از برچسب تكر ار كه اگر تكر ار مذموم بود و ناپسند بايد اولين ا عتر اض و بزرگترين ا عتر اض ر ا به پيامبر ان نمودكه در طول ا عصار و قرون ، همه ، سخن تكر اري بر زبان ر انده‌اند و پيام تكر اري بازگشت به معنويت ر ا سر د اده اند.

وي گفت : وقتي فيلم آو از گنجشك‌ها در برلين به نمايش درمي آيد و استقبال تماشاگر ان گوناگون ومنتقد ان ريزودرشت ، اين چنين بهت انگيز وحيرت آورمي شود ، من بر اين باور استو ارتر مي گردم كه ، اخلاق و معنويت گمشده عصر ماست و اين مهم ، جغر افيا و مكان نمي‌شناسد.

مجيدي ياد آور شد: ا عتر اف مي‌كنم كه نگاه اين چنيني و موفقيت و اقبال آنچناني ر ا و امد ار مكتبي هستم كه در آستانه رحلت بزرك پيامد ارش رسول گر امي (ص ) اسلام هستم . و امد ار پيامبري كه از پس قرنها، ند ايش ر ا مي‌شنوم كه فرموده من مبعوث شدم تا برتري‌ها و مكارم اخلاق ر ا به اتمام رسانم .

و امد ار رسول رحمتي كه بر نهاد و فطرت پاك انساني تكيه مي‌كرد ومي فرمود هر انساني برفطرت پاك ز اده مي‌شود، حتي اگر پدر ان و مادر اني كافر و مشرك د اشته باشد. و امد ار پيامبري كه نه تنها در عصر خود، كه امروز نيز مظلوم و جفا ديده است .

اين كارگرد ان سينما تصريح كرد: اگر روزگاري كودكان وديو انگان سنگش مي‌زدند ودند ان و پيشاني مبارك او ر ا مي‌شكستند و انديشمند ان دور از خد ا ، شا عر وناد انش مي‌خو اندند، در جا هليت نوين نيز مانند جا هليت اولي د استان تكر ار مي‌شود. نابخرد ان و كودك صفتان ، با هجو و كاريكاتور به او به ستيز برمي خيزند و انديشه ورز ان دنياطلب ، شا عر وناد انش مي‌خو انند و چون جا هليت پيشين ، قر آن ر ا اساطير الاولين مي‌د انند. آن روز كه جشنو اره فيلم د انمارك ر ا به خاطر بي‌حرمتي به پيامبر مهرباني كنار نهادم ، بسياري آن اقد ام ر ا سياسي و حكومتي خو اندند. در دنياي آلوده امروز، كار به جايي رسيده است كه ارزش‌ها ضد ارزش شمرده مي‌شود وضد ارزش ها، ارزش . هر عملي چون به مز اج ما خوش نيايد در تو هم خويش ، به جايي منسوبش مي‌كنيم .

مجيدي افزود: اگركسي از ا عتقاد و باورش دفا ع كند، و ابسته خو انده مي‌شود ، و اگر آسوده بنشيند تا به مقدساتش بدترين تو هين ها ونارو ايي‌ها صورت گيرد ، آز اده است . اينجا مي‌گويم كه من نه از موضع دفا ع از حاكميت ودولت ، كه مي‌د انيد مر ا با سياست وسياست پيشگي كاري نيست ، كه ازموضع يك مسلمان ، يك هنرمند پيرو مكتب ا هل بيت ، انزجار خود ر ا از آنچه يك به اصطلاح روشنفكر گفته است ا علام مي‌كنم ، و از همه آنان كه در مقابل اين جفاي بي‌نظير، سكوت پيشه كرده اند، گله مندم .

وي اد امه د اد:حالا بايد پرسيد اگر سياست پيشه نيستيم ، چر ا وقتي چند كودك صفت وديو انه رفتار با كاريكاتور، به پيامبر ما تو هين مي‌كنند، آن موج به ر اه مي‌افتد، اما امروز كه اززبان خودي ، ناپسندترين نسبت‌ها به آن بزرك و كتاب هد ايتش ، قر آن د اده مي‌شود، سكوت همه جا ر ا در برمي گيرد و جز يكي دوصد اي كم جان هيچكس فرياد نمي‌زند كه چر ا دوباره ازپس قرن ها، به پيامبر نسبت شا عري مي‌د هند وقر آنش ر ا احساسات شا عر انه و خطاپذير مي‌خو انند؟ به گفته مجيدي اگر آن روز كه روشنفكر ان مذ هبي ، عصمت و علم غيب ائمه ر ا زير سو ال‌بردند و نفي كردند، يا مسلمات تاريخي چون غدير وشهادت حضرت ز هر ا (س ) ر ا افسانه خو اندند يا مانند همين قلم منحرف ، زيارت جامعه كبير ر ا (مر امنامه شيعه غالي ) برشمردند، سكوت نمي‌كردي ، امروز جسارت ر ا به مرحله پيامبر و قر آن نمي‌رساندند، تا علنا پيامبر ر ا فردي عامي و نا آگاه و هم سنك افر اد جا هلي بخو انند و قر آن ، كلام الهي ر ا محصول بشري بخو انند.

اين كارگردان در پايان اظهار اتش گفت :

كسي كه اد عاي مولوي شناسي مي‌كند ، وبراي او بيش از معصومان ارج و ا عتبار قائل است ، بداند كه به حكم مرادش مولوي ، كافر است .

گرچه قر آن از لب پيغمبر است                              هركه گويد حق نگفت ، آن كافر است   

 اين همه آو ازها از شه بود                                    گرچه از حلقوم عبد اله بود

منبع:خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۱۲/۲۰


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:58  توسط سيد گردان تخريب  |